السيد الخميني

298

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

ايشان - مثلًا - چطور مىگويم و ايشان هم اگر ببيند كه يك خواست ملت را دادند ، يك قدرى عمل ببيند ، ملت هم اگر عمل ببيند ، خوب يك قدرى آرام مىشود لكن ملت عمل نديده است . اين دولت - مثلًا - كه آمده است ، عمل نكرده است ؛ خوب است من - ايشان نگفته اين را ديگر ، لازمهء حرف اين است - بيايم كه عمل نشان بدهم ! يك چيزى مردم ببينند ، يك آزادىاى مردم به چشمشان بخورد ، آرام بشوند ! پاسخ به ادعاى تجزيهء ايران بدون شاه پس اين مطلبى كه حالا ما به آن مبتلا شده‌ايم ، اين مانور ديگرى است كه با اين صورت به ميدان آمده . آن با « آشتى » آمده بود ، اين با « مصلحت خواهى » كه يك آدمى است وطندوست و وطنخواه و - عرض مىكنم - به قول خودش وطن‌پرست ، اين براى خاطر اينكه مملكت مبادا يكوقت از دست برود ، جانفشانى كرده و - عرض مىكنم - اين زحمت را به خودش داده كه بيايد و ملاقات كند با شاه و بعد هم برود به قم - كه نمىدانم آيا راهش دادند يا نه ، بعضى شان راه نداده بودند ، نمىدانم حالا به تمام معنى - برود به قم و بعد هم نجات بدهد مملكت را از اين نقشه‌اى كه - مثلًا من عرض مىكنم - از اين طرحى كه خمينى دارد و داده و مملكت به خطر افتاده ! ايشان با اين ملاقاتِ شاه و با آن رفتن قم - كه آيا راهش دادند يا نه - اين مملكت را نجات بدهد ! « جانفشانى » كرده و - عرض مىكنم كه - از همه چيز گذشته است براى نجات اين مملكت ! مىگويد كه من كه در قم رفتم ديدم اين ناآرامى قم و اين تظاهرات قم و اين فريادهاى قم را ، خوب ، خودم ديدم چه جورى است ؛ اينها آرام نمىشوند مگر اينكه يك چيزى ببينند از ما ؛ يك دولتى روى كار بيايد كه يك چيزى ازش ببينند . و لازمهء اين حرف اين است كه ايشان تشكيل دولت بدهند و عرض مىكنم كه اين ناآراميها را ساكت كنند و يك آزادى بدهند و اين چيزها ؛ و لا بد مشروبخانه‌ها را هم ببندند و يك كار ديگر بكنند و لكن « اعليحضرت » باشند ، ايشان باشند كه مبادا يكوقت اين مملكت به دست روس و انگليس بيفتد ! اين قدرت « اعليحضرت » است كه الآن روسها را به جاى خودشان آنجا نشانده است و امريكا را هم به جاى خودش آنجا نشانده ! [ خندهء حضار ] اين قدرت را حق